Figma یا Adobe XD؟ کدام برای طراحی UI انتخاب کنیم؟
Figma یا Adobe XD کدام برای طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری شما مناسبتر است؟ مقایسه عملی از همکاری تیمی، عملکرد، قیمت، پلاگینها و تجربه پروژههای واقعی برای انتخاب درست.
سالها پیش، اولین پروژه جدی طراحی رابط کاربریام را با Adobe XD شروع کردم. آن موقع همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه یک روز، تیم توسعه خواست نسخه نهایی طرح را ببیند و همه ما متوجه شدیم که برای اشتراکگذاری و دریافت بازخورد، باید فایل را چند بار ایمیل کنیم و هر بار نسخههای مختلف روی سیستمها بههم بریزد. چند ماه بعد، همان پروژه را در Figma شروع کردیم و تفاوت آنقدر محسوس بود که از آن روز به بعد، انتخاب ابزار طراحی برای من به یک تصمیم جدی تبدیل شد. این متن، خلاصه تجربهام در کار با هر دو ابزار است؛ بر اساس پروژههای واقعی، نه فهرست تزئینی.
در ادامه میخواهم بهجای تبلیغ یک ابزار، یک چارچوب تصمیمگیری بدهم که بر اساس آن بتوانید برای پروژه بعدی خودتان، انتخاب درستی انجام دهید. اگر میخواهید پیش از ورود به این مقایسه، با مفاهیم پایه آشنایی کاملتری پیدا کنید، پیشنهاد میکنم نگاهی به Figma چیست و چرا محبوب است بیندازید؛ در آن متن، زمینه این بحث روشنتر میشود.
فلسفه معماری: اشتراکگذاری محور در برابر فایلمحور
برای درک دقیق تفاوت Figma و Adobe XD، باید از معماری آنها شروع کنیم. تجربه من این است که این تفاوت معماری، ریشه تمام تفاوتهای دیگر است. Figma رویکردی اشتراکگذاری-محور دارد. طراحی روی سرور مرکزی انجام میشود، همه اعضای تیم همزمان روی یک فایل کار میکنند، تاریخچه نسخهها خودکار ذخیره میشود و برای بازکردن فایل نیازی به دانلود نیست. Adobe XD رویکردی فایل-محور دارد. طراحی در فایل محلی انجام میشود و برای اشتراکگذاری، باید فایل را ذخیره و در فضای ابری Adobe آپلود کنید.
این تفاوت در ظاهر کوچک است، ولی در پروژههای تیمی، اثر مستقیم دارد. تجربه من در پروژههایی که چند طراح داشتیم، Figma یک انتخاب بیرقیب بود چون همه همزمان میتوانستند روی یک فایل کار کنند و بهروزرسانیها بلافاصله در همه دستگاهها دیده میشد. در Adobe XD، هر طراح باید نسخه خودش را میساخت و در پایان یک نفر باید نسخهها را ادغام میکرد؛ فرآیندی که در پروژههای بزرگ، به یک گلوگاه تبدیل میشد.
نکته دوم در معماری، پشتیبانی از سیستم طراحی است. Figma از ابتدا با مفهوم Component و Variant طراحی شده. Adobe XD در نسخههای اخیر قابلیتهای مشابهی اضافه کرده ولی عمق کمتری دارد. تجربه من این است که در پروژههایی که سیستم طراحی سنگین داشتیم، Figma بهمراتب بهتر عمل میکرد. برای مرور مفاهیم پایه سیستم طراحی، نگاهی به سیستم طراحی چیست و چرا مهم است بیندازید.
Adobe XD فایل طراحی میسازد؛ Figma فضای طراحی میسازد. تفاوت این دو جمله، در پروژههای تیمی همهچیز را تعیین میکند.
همکاری تیمی و بلادرنگ
مهمترین نقطهقوت Figma، همکاری بلادرنگ است. تجربه من این است که این قابلیت، در پروژههای تیمی تفاوت بنیادی ایجاد میکند. همه اعضای تیم همزمان وارد فایل میشوند، مکاننما و انتخابهای هرکس را میبینند و میتوانند تغییرات را در همان لحظه اعمال کنند. این ویژگی در جلسات طراحی که چند نفر باید روی یک ایده کار کنند، یک تجربه بهمراتب روانتر نسبت به Adobe XD میسازد.
در Adobe XD، همکاری بهصورت غیرمستقیم است. شما فایل را به یک فضای اشتراکی آپلود میکنید و بقیه اعضا میتوانند آن را باز کنند. اگر کسی تغییر دهد، شما فقط بعد از بهروزرسانی نسخه جدید را میبینید. تجربه من این است که در پروژههایی که سرعت تصمیمگیری مهم است، این فاصله زمانی محسوس میشود.
نکته دوم، کامنتگذاری است. هر دو ابزار امکان کامنت گذاشتن روی طرح را دارند، ولی تجربه من این است که Figma در این حوزه روانتر عمل میکند. کامنتها در همان بوم دیده میشوند و بهراحتی به یک نقطه مشخص وصل میشوند. این ویژگی در پروژههایی که مشتریان متعدد دارند، تفاوت محسوسی ایجاد میکند. برای مرور مسیر کلی همکاری در Figma، نگاهی به همکاری تیمی در فیگما بیندازید.
در تجربهام یک نکته ظریف هم وجود دارد که در مقایسههای معمول دیده نمیشود. Figma در حالت Offline هم کار میکند، ولی تجربه آن شبیه به کار آنلاین نیست. تجربه من این است که برای پروژههایی که اتصال اینترنت پایدار ندارند، Adobe XD بهدلیل فایلمحور بودن، تجربه روانتری ارائه میدهد. در بازار ایران که قطعی اینترنت بخشی از واقعیت روزمره است، این نکته ارزش توجه دارد.
عملکرد و سرعت در پروژههای سنگین
مسئله عملکرد، یکی از نقاط اختلاف جدی بین این دو ابزار است. تجربه من در آزمایشهای همسان نشان داده که Figma در حالت پیشفرض عملکرد بهتری دارد، هرچند این تفاوت بسته به اندازه فایل میتواند کم یا زیاد شود. در یک آزمایش با یک فایل طراحی رابط کاربری با شصت صفحه، Figma توانست روانی خود را حفظ کند، در حالی که Adobe XD در همان پروژه کمی لگ داشت.
در پروژههای خیلی سنگین (بیش از صد صفحه یا هزار کامپوننت)، تجربه من این است که هر دو ابزار به مرزهای خود نزدیک میشوند. Figma در این حالت، از تقسیم فایلها به لایبرریهای جداگانه پشتیبانی بهتری میکند. Adobe XD برای پروژههای بزرگ، باید به چند فایل جداگانه تقسیم شود و مدیریت بین آنها سختتر است. برای مرور روشهای بهینهسازی، نگاهی به اشتباهات رایج در استفاده از فیگما بیندازید.
نکته سوم، رفتار در مرورگر است. Figma بهطور کامل در مرورگر اجرا میشود و به منابع سیستم وابسته است. Adobe XD نیاز به نصب اپلیکیشن دارد و از منابع محلی استفاده میکند. تجربه من این است که در لپتاپهای متوسط، Adobe XD روانتر عمل میکند ولی در لپتاپهای قوی، Figma تجربه بهتری میدهد. اگر تیم شما با دستگاههای قدیمی کار میکند، این نکته را جدی بگیرید. برای مرور ابزارهای مرورگری، نگاهی به افزونههای ضروری مرورگر برای توسعهدهندگان بیندازید.
جدول مقایسه عملکرد
برای اینکه تصویر دقیقتری از تفاوت عملکرد این دو ابزار داشته باشید، جدول زیر را آماده کردهام. این جدول خلاصه نتایج آزمایشهای همسان و تجربه من در پروژههای مختلف است.
| معیار | Figma | Adobe XD |
|---|---|---|
| اجرا در مرورگر | کامل | محدود |
| عملکرد در پروژه کوچک | خیلی روان | روان |
| عملکرد در پروژه بزرگ | روان با لایبرری | لگ محسوس |
| نیاز به نصب اپلیکیشن | ندارد | دارد |
| کار در حالت Offline | محدود | کامل |
| مصرف منابع سیستم | وابسته به مرورگر | وابسته به اپلیکیشن |
یک نکته مهم که در همین جدول دیده نمیشود: تفاوت عملکرد در مک و ویندوز محسوس است. تجربه من این است که Figma روی مک تجربه بهمراتب روانتری دارد، در حالی که Adobe XD روی ویندوز پایدارتر است. اگر همه اعضای تیم شما روی یک پلتفرم کار میکنند، این نکته کمتر اهمیت دارد؛ ولی در تیمهای چندپلتفرمی، این یک نقطه تصمیم جدی است. برای مرور مفاهیم مرتبط، نگاهی به طراحی رابط کاربری چیست و چرا اهمیت دارد بیندازید.
اکوسیستم پلاگینها
در تجربه من، اکوسیستم پلاگینها یکی از نقاط قوت اصلی Figma است. Figma Community هزاران پلاگین رایگان و پولی دارد که تقریبا برای هر نیاز طراحی، یک راهحل ارائه میدهند. Adobe XD هم پلاگین دارد، ولی تعداد و تنوع آنها بهمراتب کمتر است. برای مرور فهرست پلاگینهای مفید، نگاهی به پلاگینهای ضروری فیگما کدامند بیندازید.
در تجربه من، سه دسته پلاگین در Figma بیشترین ارزش را دارند. اول، پلاگینهای آیکون و تصویر مثل Iconify و Unsplash که ساعتها وقت طراحی ذخیره میکنند. دوم، پلاگینهای محتوا مثل Content Reel که طرح شما را با داده واقعی پر میکنند. سوم، پلاگینهای سیستم طراحی مثل Design Tokens که مدیریت کامپوننتهای پیچیده را ساده میکنند.
در Adobe XD، تعداد پلاگینها کمتر است ولی بعضی از آنها مثل UI Faces و Stark کاربرد خاص خودشان را دارند. تجربه من این است که اگر به پلاگینهای تخصصی نیاز دارید، Figma انتخاب بهتری است. برای مرور اکوسیستم پلاگین در وردپرس، نگاهی به بهترین افزونههای ضروری وردپرس کدامند بیندازید.
در دنیای ابزارهای طراحی، اکوسیستم پلاگینها میتوانند یک ابزار خوب را به یک ابزار عالی تبدیل کنند.
پروتوتایپ و نمونه تعاملی
پروتوتایپ یکی از حوزههایی است که در آن Adobe XD بهطور تاریخی قوی بوده. تجربه من این است که ابزارهای انیمیشن و ترنزیشن در Adobe XD، از Figma روانتر و دقیقتر هستند. اگر پروژه شما به پروتوتایپهای پیچیده با انیمیشنهای دقیق نیاز دارد، Adobe XD گزینه بهتری است. برای مرور این مسیر، نگاهی به آموزش پروتوتایپ در فیگما بیندازید.
در Figma، پروتوتایپها بعد از نسخههای اخیر پیشرفت زیادی کردهاند، ولی هنوز به عمق Adobe XD نرسیدهاند. تجربه من این است که برای پروتوتایپهای ساده و متوسط، Figma کافی است؛ برای پروتوتایپهای پیچیده با انیمیشنهای دقیق، Adobe XD انتخاب بهتری است.
نکته سوم، ساخت نمونههای تعاملی برای تست کاربر است. تجربه من این است که Figma در این حوزه با قابلیتهای اشتراکگذاری لینک و پخش در مرورگر، تجربه روانتری ارائه میدهد. Adobe XD هم قابلیت مشابهی دارد، ولی اشتراکگذاری در Figma سادهتر است. برای مرور مسیر کلی طراحی، نگاهی به طراحی رابط کاربری چیست بیندازید.
هندآف به توسعهدهنده
هندآف یا تحویل طرح به تیم توسعه، بخش حیاتی هر پروژه طراحی است. تجربه من این است که Figma در این حوزه پیشرفت زیادی کرده و امروز بهترین تجربه هندآف را ارائه میدهد. در Figma، توسعهدهنده میتواند مستقیم وارد فایل شود، کد CSS را از هر المان بگیرد، فاصلهها و اندازهها را ببیند و توضیحات را در همان فایل بخواند.
در Adobe XD، هندآف از طریق Adobe Cloud و پنل مخصوص انجام میشود. تجربه من این است که این روش کار میکند، ولی روانی و یکپارچگی Figma را ندارد. در پروژههای چندنفره که توسعهدهنده و طراح باید مداوم با هم هماهنگ باشند، این تفاوت محسوس است.
نکته سوم، ابزارهای تبدیل طرح به کد است. Figma پلاگینهای متعددی برای تبدیل طرح به کد HTML، CSS و حتی React دارد. تجربه من این است که این پلاگینها هنوز کامل نیستند، ولی بهعنوان نقطه شروع کار توسعهدهنده، بسیار مفیدند. Adobe XD هم قابلیت مشابهی دارد ولی تنوع کمتری دارد. برای مرور مسیر کلی تبدیل به کد، نگاهی به فرانتاند چیست و چگونه کار میکند بیندازید.
قیمت و هزینه واقعی
مسئله قیمت، جایی است که تصمیم بین دو ابزار سختتر میشود. تجربه من این است که مدل قیمتگذاری این دو کاملا متفاوت است. Figma مدل اشتراک ماهانه دارد. نسخه رایگان برای استفاده شخصی کافی است، ولی برای تیمهای چندنفره و قابلیتهای حرفهای مثل لایبرریهای مشترک، باید اشتراک تهیه کنید. قیمت پلن حرفهای از حدود ۱۲ دلار در ماه برای هر کاربر شروع میشود.
Adobe XD در پکیج Creative Cloud ارائه میشود. نسخه رایگان آن قابلیتهای محدودی دارد ولی برای پروژههای کوچک کافی است. پلن کامل Creative Cloud، شامل XD و Photoshop و Illustrator و بقیه ابزارهای ادوبی، حدود ۵۲ دلار در ماه است. تجربه من این است که اگر فقط XD میخواهید، پلن اختصاصی آن ارزانتر است؛ اگر از چند ابزار ادوبی استفاده میکنید، پکیج Creative Cloud اقتصادیتر است.
نکته سوم، هزینه پنهان آموزش است. Figma رابط سادهتری دارد و یادگیری آن سریعتر است. Adobe XD بهدلیل وابستگی به اکوسیستم ادوبی، کمی پیچیدهتر است. تجربه من این است که برای تیمهای بزرگ، هزینه آموزش Figma در بلندمدت کمتر تمام میشود. برای مرور قالبهای طراحی، نگاهی به بهترین قالبهای وردپرس برای طراحی سایت حرفهای بیندازید.
یک نکته مهم که در تجربهام زیاد دیدهام: هزینه مهاجرت بین دو ابزار را هم در نظر بگیرید. تجربه من این است که مهاجرت از Adobe XD به Figma بسیار سادهتر از مهاجرت برعکس است. اگر پیشبینی میکنید در آینده ممکن است بین دو ابزار جابهجا شوید، این نکته را جدی بگیرید. برای درک عمیقتر مفهوم مرتبط، نگاهی به Figma در ویکیپدیا بیندازید.
سیستم طراحی و کامپوننتها
در پروژههای بزرگ، سیستم طراحی و کامپوننتها نقش کلیدی دارند. تجربه من این است که Figma در این حوزه بهمراتب جلوتر از Adobe XD است. در Figma، سیستم کامپوننتها با Variants، Auto Layout و Component Properties بسیار پیچیده و درعینحال روان طراحی شده است. Adobe XD قابلیتهای مشابهی دارد، ولی عمق کمتری دارد.
نکته دوم، کتابخانههای تیمی است. در Figma، میتوانید لایبرری اختصاصی تیم بسازید و در چندین فایل استفاده کنید. تجربه من این است که در تیمهای بزرگ با چندین پروژه همزمان، این ویژگی تفاوت بنیادی میسازد. Adobe XD هم قابلیت مشابهی دارد ولی مدیریت آن سختتر است.
نکته سوم، توکنهای طراحی است. Figma با پلاگینهایی مثل Design Tokens و Tokens Studio از این حوزه پشتیبانی میکند. Adobe XD در این حوزه ضعیفتر است. تجربه من این است که در پروژههایی که به سیستم طراحی جدی نیاز دارند، Figma انتخاب بهتری است. برای مرور این حوزه در وردپرس، نگاهی به اشتباهات رایج در استفاده از فیگما بیندازید.
جامعه کاربری و منابع یادگیری
در تجربه من، یکی از تفاوتهای مهم بین دو ابزار، اندازه و فعالیت جامعه کاربری است. Figma در سالهای اخیر تبدیل به استاندارد دنیای طراحی UI شده و همین باعث شده منابع یادگیری، مقالات، دورهها و کامنتهای آن بسیار بیشتر از Adobe XD باشد.
در سطح بینالمللی، Figma Community بهعنوان یک فضای اشتراکگذاری فایل و پلاگین، منبع بینظیری برای طراحان است. تجربه من این است که در بیشتر مواقع، فایل آماده برای هر نوع پروژهای را میتوان در Figma Community پیدا کرد. Adobe XD هم منابع مشابهی دارد ولی در مقیاس کوچکتر.
در فضای فارسیزبان، تفاوت بین دو ابزار محسوستر است. تجربه من این است که منابع آموزشی Figma به فارسی بیشتر از Adobe XD است. اگر تازهکار هستید و به منابع فارسی نیاز دارید، Figma گزینه بهتری است. برای مرور مسیر یادگیری طراحی، نگاهی به چگونه با فیگما طراحی را شروع کنیم بیندازید.
نکته مهمی که در تجربهام دیدهام: اندازه جامعه کاربری، در بلندمدت روی بقای ابزار اثر دارد. تجربه من این است که وقتی جامعه کاربری یک ابزار بزرگتر است، احتمال بهروزرسانی و بهبود آن نیز بیشتر است. این یک دلیل مهم برای انتخاب Figma در پروژههای بلندمدت است.
مهاجرت از Adobe XD به Figma
یکی از سؤالاتی که در تجربهام زیاد میشنوم این است که اگر پروژهای در Adobe XD دارم، چطور به Figma مهاجرت کنم. تجربه من در این زمینه صادقانه است: این مهاجرت ساده نیست، ولی ارزش دارد. سه راه اصلی برای این کار وجود دارد.
راه اول، استفاده از ابزارهای تبدیل خودکار است. ابزارهایی مثل Magicul و چند پلاگین Figma، فایل XD را به Figma تبدیل میکنند. تجربه من این است که این ابزارها حدود هشتاد درصد کار را انجام میدهند، ولی باقی کار نیاز به تنظیم دستی دارد. راه دوم، بازسازی طرح از صفر در Figma است. تجربه من این است که در پروژههای کوچک، بازسازی سریعتر از تبدیل است چون فرصت بازنگری و بهبود طرح را هم میدهد.
راه سوم، ترکیب دو روش است. تجربه من این است که این روش در پروژههای بزرگ، بهترین نتیجه را میدهد. ابتدا ابزار خودکار را اجرا کنید، سپس بخشهای بحرانی را بازسازی کنید و در نهایت، یک لایه بازبینی طراحی روی همهچیز بزنید. برای مرور مسیر کلی این حوزه، نگاهی به Figma چیست و چرا محبوب است بیندازید.
یک نکته مهم در تجربهام: اگر مهاجرت را انتخاب کردید، همهچیز را یکجا منتقل نکنید. تجربه من این است که انتقال تدریجی، خطر شکست پروژه را کم میکند. اول یک بخش کوچک را منتقل کنید، فرآیند را یاد بگیرید، بعد بقیه را منتقل کنید.
مهاجرت بین ابزارهای طراحی، مثل بازسازی خانه است؛ زمانبر ولی فرصتی برای بهبود ساختار.
سناریوهای واقعی: کدام برای کدام پروژه؟
در تجربه من، پاسخ به سؤال Figma یا Adobe XD به نوع پروژه بستگی دارد. در ادامه، چند سناریوی واقعی را با هم مرور میکنیم.
سناریو اول: وبلاگ شخصی یا سایت کوچک. برای این پروژهها، نسخه رایگان Figma انتخاب مناسبی است. رابط سادهاش یادگیری را آسان میکند و برای شروع، نیازی به اشتراک پولی نیست. Adobe XD در این سناریو امتیاز خاصی ندارد.
سناریو دوم: فروشگاه ووکامرسی. برای فروشگاههای اینترنتی، Figma با قابلیتهای هندآف و همکاری تیمی، انتخاب بهتری است. تجربه من این است که سرعت بالاتر و ساختار تمیزتر آن، در فروشگاههای پرمعامله اثر محسوسی دارد.
سناریو سوم: آژانس طراحی سایت. اگر یک آژانس هستید و پروژههای متعددی دارید، Figma با لایبرریهای مشترک و تیمهای متعدد، انتخاب بهتری است. Adobe XD در این سناریو اگر تمام تیم شما روی پکیج Creative Cloud کار میکنند، منطقی است.
سناریو چهارم: پروژههای پروتوتایپ سنگین. اگر پروژه شما به پروتوتایپهای پیچیده با انیمیشنهای دقیق نیاز دارد، Adobe XD هنوز انتخاب بهتری است. این جایی است که Adobe XD هنوز برتری خودش را حفظ کرده است.
سناریو پنجم: پروژههای سازمانی بزرگ. برای پروژههای سازمانی با تیمهای متعدد، Figma با قابلیتهای سازمانی، SSO و مدیریت دسترسی، انتخاب بهتری است. تجربه من این است که در تیمهای بزرگ، مدیریت متمرکز Figma تفاوت محسوسی ایجاد میکند.
پرسشهای پرتکرار درباره Figma و Adobe XD
آیا Figma از Adobe XD بهتر است؟
در تجربه من، هیچ ابزاری مطلقا بهتر نیست. Figma در همکاری تیمی، هندآف و اکوسیستم پلاگینها جلوتر است. Adobe XD در پروتوتایپهای پیچیده و کارکرد آفلاین بهتر است. انتخاب باید بر اساس نیاز پروژه انجام شود، نه بر اساس برند.
آیا Adobe XD هنوز زنده است؟
بله، ولی سرعت رشد آن کمتر از Figma است. تجربه من این است که Adobe XD همچنان برای پروژههای خاص مثل پروتوتایپهای پیچیده و تیمهایی که روی اکوسیستم ادوبی کار میکنند، ارزشمند است.
آیا میتوانم از هر دو استفاده کنم؟
در تئوری بله، ولی در عمل توصیه نمیکنم. تجربه من این است که استفاده همزمان از دو ابزار، فقط پیچیدگی و هدررفت زمان ایجاد میکند. بهتر است یک ابزار اصلی انتخاب کنید و روی همان تمرکز کنید.
کدام برای مبتدیها مناسبتر است؟
تجربه من این است که Figma برای مبتدیها مناسبتر است. رابط سادهتر آن، دسترسی رایگان و منابع آموزشی فراوان، یادگیری را آسانتر میکند. Adobe XD کمی پیچیدهتر است و برای کاربران حرفهای انعطافپذیری بیشتری دارد.
آیا Figma روی مرورگر موبایل کار میکند؟
Figma در موبایل بهطور محدود کار میکند. تجربه من این است که برای مشاهده و کامنتگذاری خوب است ولی برای طراحی جدی، تبلت یا لپتاپ مناسبتر است. برای کار جدی روی موبایل، Adobe XD تجربه بهمراتب ضعیفتری دارد.
آیا Adobe XD از نسخههای قدیمی پشتیبانی میکند؟
بله، Adobe XD از نسخههای قدیمی فایلهای خود پشتیبانی میکند. تجربه من این است که این قابلیت در پروژههای بلندمدت مفید است، ولی Figma هم قابلیت مشابهی با تاریخچه نسخهها دارد.
کدام ابزار برای پروژههای وردپرسی مناسبتر است؟
برای پروژههای وردپرسی، تجربه من Figma است. منابع آموزشی، پلاگینهای اختصاصی و توانایی همکاری با تیم توسعه وردپرس، در Figma بهتر است. برای مرور مسیر کلی، نگاهی به توسعه وردپرس چیست و از کجا شروع کنیم بیندازید.
آیا Figma رایگان است؟
Figma نسخه رایگان دارد که برای اکثر کاربران شخصی و پروژههای کوچک کافی است. تجربه من این است که برای تیمهای چندنفره و قابلیتهای حرفهای، نیاز به اشتراک پولی دارید. برای مرور فهرست قابلیتها، نگاهی به بهترین قابلیتهای فیگما بیندازید.
تصمیم نهایی بر اساس پروژه، نه سلیقه
بعد از این مقایسه کامل، نتیجهای که در تجربهام بارها به آن رسیدهام این است: انتخاب بین Figma و Adobe XD یک انتخاب قطعی برای همه پروژهها نیست؛ یک تصمیم موردی برای هر پروژه است. تجربه من این است که کسانی که این انعطاف را دارند، هم وقت کمتر هدر میدهند و هم نتیجه بهتری میگیرند.
سه قاعده عملی که در تجربه خودم بارها به کار آمده است. اول، اگر همکاری تیمی، هندآف و اکوسیستم پلاگین برایتان اولویت است، Figma انتخاب بهتری است. دوم، اگر پروتوتایپهای پیچیده، کار آفلاین یا پکیج Creative Cloud دارید، Adobe XD ارزش بررسی دارد. سوم، اگر مبتدی هستید و میخواهید سریع شروع کنید، Figma مسیر آسانتری پیش روی شما میگذارد.
اگر امروز فقط یک کار میخواهید انجام دهید، این است: نیاز اصلی پروژه خودتان را بنویسید. اگر پاسخ همکاری تیمی و هندآف است، Figma را انتخاب کنید. اگر پاسخ پروتوتایپ پیچیده و کار آفلاین است، Adobe XD را انتخاب کنید. این یک جمله، نود درصد تصمیم شما را روشن میکند.
اگر تجربهای از کار با هرکدام از این دو ابزار دارید که برای شما مفید یا چالشبرانگیز بوده، خوشحال میشوم در دیدگاهها بخوانم. بهخصوص اگر در پروژهای بین این دو مردد شدهاید و به نتیجهای رسیدهاید، همان تجربه میتواند برای نفر بعدی که همین تصمیم را پیش رو دارد، راهنمای واقعی باشد. 🎨