Incoterms چیست؟ شرایط تجارت بینالمللی
Incoterms و شرایط تجارت بینالمللی؛ EXW، FOB، CIF و DDP برای تعیین مسئولیت، هزینه و ریسک در حملونقل.
Incoterms (International Commercial Terms) یا شرایط تجارت بینالمللی، مجموعهای از قواعد استاندارد است که تعیین میکند در یک معامله بینالمللی، مسئولیت حمل، بیمه، ترخیص و انتقال ریسک میان فروشنده و خریدار به عهده کیست. هر معامله بینالمللی، در نهایت با یکی از این قواعد بسته میشود، حتی اگر طرفین نام آن را ندانند.
Incoterms توسط اتاق بازرگانی بینالمللی (International Chamber of Commerce - ICC) تدوین و بهروزرسانی میشود. نسخههای مهم آن شامل Incoterms 2000، 2010 و 2020 است که هر نسخه، تغییرات مشخصی در قواعد و مسئولیتها ایجاد کرده است. نسخه جاری، Incoterms 2020 است که از اول ژانویه ۲۰۲۰ لازمالاجرا شده است.
در فروش آنلاین بینالمللی، انتخاب Incoterms درست، تفاوت میان یک معامله سودآور و یک پرونده حقوقی است. اگر مسئولیتها شفاف نباشند، در لحظه بروز مشکل، هر طرف ممکن است هزینهها را به دیگری منتقل کند و این، منبع اصلی اختلافات بینالمللی است.
نخستین باری که اختلاف بر سر Incoterms را در یک پروژه فروش آنلاین دیدم، مربوط به محمولهای بود که در گمرک مقصد با هزینههای ناخواسته مواجه شد؛ فروشنده فکر میکرد با DAP تمام مسئولیتهای گمرکی را بر عهده گرفته، اما در واقع، پرداخت مالیات واردات بر عهده خریدار بود. همان تفاوت کوچک در تفسیر یک قاعده، به یک پرونده حقوقی چندماهه تبدیل شد.
Incoterms چیست و چرا اهمیت دارد
Incoterms مجموعهای از یازده قاعده استاندارد بینالمللی است که در هر معامله بینالمللی، چهار عنصر کلیدی را تعیین میکند:
- محل تحویل کالا از فروشنده به خریدار
- انتقال ریسک از فروشنده به خریدار
- تقسیم هزینههای حمل، بیمه و ترخیص
- مسئولیت انجام تشریفات گمرکی و ترخیص
اهمیت Incoterms در چند لایه است. در لایه حقوقی، این قواعد چارچوب اختلافات را مشخص میکنند. در لایه مالی، هزینهها و ریسکها را میان طرفین تقسیم میکنند. در لایه عملیاتی، مرزهای مسئولیت را در فرآیند حمل و ترخیص تعیین میکنند.
بدون انتخاب صریح Incoterms، چارچوب معامله مبهم میماند و در لحظه بروز مشکل، هر طرف ممکن است تفسیر خود را اعمال کند. این ابهام، منبع اصلی اختلافات بینالمللی است.
تاریخچه و نسخههای Incoterms
Incoterms نخستین بار در سال ۱۹۳۶ توسط اتاق بازرگانی بینالمللی تدوین شد. هدف اولیه، ایجاد زبان مشترک در تجارت بینالمللی بود تا سوءتفاهمهای ناشی از تفاوتهای حقوقی و زبانی را کاهش دهد.
نسخههای مهم
نسخههای مهم Incoterms عبارتاند از:
- Incoterms 1936 (نسخه اولیه)
- Incoterms 1953، 1967، 1976، 1980، 1990 (بهروزرسانیهای تدریجی)
- Incoterms 2000 (تغییرات در FCA و FAS)
- Incoterms 2010 (کاهش از سیزده به یازده قاعده، حذف DAF، DES، DEQ و DDU)
- Incoterms 2020 (نسخه جاری، با تغییرات در FCA، CIP و اضافهشدن DPU بهجای DAT)
تغییرات نسخه ۲۰۲۰
نسخه ۲۰۲۰ چند تغییر کلیدی داشت: تغییر نام DAT به DPU، ارتقای سطح بیمه در CIP، افزودن امکان بارنامه قابل مذاکره در FCA و شفافسازی برخی بندها. این تغییرات، بازتاب تجربههای عملی در ده سال گذشته بود.
نسخهگذاری در قراردادها
در قراردادها، باید بهصراحت به نسخه Incoterms اشاره شود، مثلاً «CIF Incoterms 2020». بدون این اشاره، امکان اختلاف بر سر تفسیر قواعد وجود دارد.
دستهبندی Incoterms: E، F، C و D
یازده قاعده Incoterms در چهار دسته اصلی قرار میگیرند که بر پایه میزان مسئولیت فروشنده مرتب شدهاند.
دسته E (Departure)
در این دسته، فروشنده حداقل مسئولیت را دارد. کالا در محل خود فروشنده تحویل داده میشود و خریدار تمام هزینههای حمل را بر عهده میگیرد. تنها قاعده این دسته، EXW است.
دسته F (Main Carriage Unpaid)
در این دسته، فروشنده کالا را در محل مشخصی به حامل تحویل میدهد، اما هزینه حمل اصلی را پرداخت نمیکند. قواعد این دسته شامل FCA، FAS و FOB است.
دسته C (Main Carriage Paid)
در این دسته، فروشنده قرارداد حمل را با هزینه خود میبندد، اما ریسک کالا در مسیر به خریدار منتقل میشود. قواعد این دسته شامل CFR، CIF، CPT و CIP است.
دسته D (Arrival)
در این دسته، فروشنده بیشترین مسئولیت را دارد و کالا را در مقصد مشخصی تحویل میدهد. قواعد این دسته شامل DAP، DPU و DDP است.
| دسته | قواعد | مسئولیت فروشنده |
|---|---|---|
| E | EXW | حداقل |
| F | FCA, FAS, FOB | کم |
| C | CFR, CIF, CPT, CIP | متوسط |
| D | DAP, DPU, DDP | حداکثر |
یازده قاعده Incoterms 2020
یازده قاعده Incoterms 2020، هر یک برای سناریوی خاصی طراحی شده است. در ادامه، هر قاعده بهطور خلاصه مرور میشود.
قواعد قابل استفاده برای هر روش حمل
- EXW (Ex Works)
- FCA (Free Carrier)
- CPT (Carriage Paid To)
- CIP (Carriage and Insurance Paid To)
- DAP (Delivered at Place)
- DPU (Delivered at Place Unloaded)
- DDP (Delivered Duty Paid)
قواعد مخصوص حمل دریایی و آبی
- FAS (Free Alongside Ship)
- FOB (Free On Board)
- CFR (Cost and Freight)
- CIF (Cost, Insurance and Freight)
این دستهبندی، انتخاب قاعده مناسب را بر پایه روش حمل سادهتر میکند.
EXW (Ex Works)
در EXW، فروشنده کالا را در محل خود (کارخانه، انبار یا هر محل مشخصشده) تحویل میدهد. خریدار از همان لحظه، مسئول تمام هزینهها و ریسکهای حمل، ترخیص و تحویل را بر عهده میگیرد.
مسئولیتها
- فروشنده: آمادهسازی کالا در محل خود
- خریدار: بارگیری، حمل، بیمه، ترخیص صادرات، ترخیص واردات، تحویل نهایی
کاربرد
EXW برای فروشندگانی مناسب است که تجربه بینالمللی کمتری دارند و ترجیح میدهند از همان ابتدا، مسئولیت را به خریدار منتقل کنند. در فروش B2B با خریداران باتجربه، این قاعده رایج است.
معایب
خریدار در EXW با چالشهای ترخیص صادرات در کشور فروشنده مواجه است که میتواند پیچیده باشد. همچنین برای فروشندگان آنلاین که به مشتریان نهایی (B2C) میفروشند، EXW معمولاً انتخاب مناسبی نیست.
FCA (Free Carrier)
در FCA، فروشنده کالا را پس از ترخیص صادرات، به حامل تعیینشده توسط خریدار در محل مشخص تحویل میدهد. از این نقطه، مسئولیت حمل بر عهده خریدار است.
مسئولیتها
- فروشنده: آمادهسازی، ترخیص صادرات، تحویل به حامل
- خریدار: حمل اصلی، بیمه، ترخیص واردات، تحویل نهایی
کاربرد
FCA یکی از انعطافپذیرترین قواعد است و برای هر روش حمل قابل استفاده است. این قاعده، برای فروشندگان آنلاین که میخواهند مسئولیت ترخیص صادرات را بر عهده بگیرند اما هزینه حمل اصلی را به خریدار منتقل کنند، مناسب است.
نسخه ۲۰۲۰
در نسخه ۲۰۲۰، امکان صدور بارنامه قابل مذاکره (Negotiable Bill of Lading) در FCA اضافه شد، که این قاعده را برای معاملات اعتباری (Letter of Credit) مناسبتر کرد.
FAS (Free Alongside Ship)
در FAS، فروشنده کالا را در کنار کشتی در بندر بارگیری تحویل میدهد. از این نقطه، مسئولیت بارگیری، حمل دریایی، بیمه و سایر هزینهها بر عهده خریدار است.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل کالا در کنار کشتی در بندر مبدأ
- خریدار: بارگیری، حمل دریایی، بیمه، ترخیص واردات
کاربرد
FAS مخصوص حمل دریایی است و برای کالاهای فله و محمولههای بزرگ مناسب است. در فروش آنلاین، این قاعده بهندرت استفاده میشود.
FOB (Free On Board)
در FOB، فروشنده کالا را روی کشتی در بندر مبدأ قرار میدهد. تا این نقطه، فروشنده مسئول است؛ از این نقطه، تمام هزینهها و ریسکها بر عهده خریدار است.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل کالا روی کشتی در بندر مبدأ
- خریدار: حمل دریایی، بیمه، ترخیص واردات
کاربرد
FOB یکی از رایجترین قواعد حمل دریایی است. برای محمولههای فله و کالاهای عمومی مناسب است.
توجه
در برخی موارد، FOB بهاشتباه برای حمل هوایی و کانتینری استفاده میشود. در این حالت، بهتر است FCA بهکار رود، زیرا در حمل کانتینری، کالا در ترمینال تحویل داده میشود، نه روی کشتی.
CFR (Cost and Freight)
در CFR، فروشنده هزینه حمل تا بندر مقصد را پرداخت میکند، اما ریسک کالا در بندر مبدأ به خریدار منتقل میشود. به این معنا که اگر کالا در مسیر دریایی آسیب ببیند، خریدار مسئول است، حتی اگر فروشنده هزینه حمل را پرداخت کرده باشد.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل روی کشتی، پرداخت هزینه حمل تا مقصد
- خریدار: بیمه، ترخیص واردات، تحویل نهایی
کاربرد
CFR برای حمل دریایی مناسب است و در معاملات B2B رایج است. برای فروش آنلاین، این قاعده بهدلیل مسئولیت خریدار در بیمه، کمتر توصیه میشود.
CIF (Cost, Insurance and Freight)
در CIF، فروشنده هزینه حمل و بیمه تا بندر مقصد را پرداخت میکند. برخلاف CFR، در CIF فروشنده موظف به تهیه بیمه است.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل روی کشتی، پرداخت هزینه حمل و بیمه تا مقصد
- خریدار: ترخیص واردات، تحویل نهایی
سطح بیمه
در CIF و CIP، سطح بیمه حداقلی طبق Institute Cargo Clauses C تعیین شده است. در نسخه ۲۰۲۰، برای CIP سطح بیمه به Institute Cargo Clauses A ارتقا یافت اما برای CIF همچنان C باقی ماند.
کاربرد
CIF در معاملات B2B بینالمللی رایج است. برای فروش آنلاین، اگر فروشنده بتواند بیمه را بهصرفه تهیه کند، CIF میتواند تجربه مشتری را بهبود ببخشد.
CPT (Carriage Paid To)
در CPT، فروشنده هزینه حمل تا مقصد مشخص را پرداخت میکند، اما ریسک کالا در اولین حامل به خریدار منتقل میشود. این قاعده برای هر روش حمل قابل استفاده است.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل به اولین حامل، پرداخت هزینه حمل تا مقصد
- خریدار: بیمه، ترخیص واردات، تحویل نهایی
کاربرد
CPT برای حمل چندمرحلهای (مثلاً حمل جادهای + هوایی) مناسب است.
CIP (Carriage and Insurance Paid To)
در CIP، فروشنده هم هزینه حمل و هم بیمه را تا مقصد مشخص پرداخت میکند. این قاعده، نسخه توسعهیافته CPT است.
مسئولیتها
- فروشنده: تحویل به اولین حامل، پرداخت هزینه حمل و بیمه تا مقصد
- خریدار: ترخیص واردات، تحویل نهایی
نسخه ۲۰۲۰
در نسخه ۲۰۲۰، سطح بیمه در CIP از Institute Cargo Clauses C به Institute Cargo Clauses A ارتقا یافت. این تغییر، سطح پوشش را افزایش داد و CIP را برای کالاهای پرارزش مناسبتر کرد.
DAP (Delivered at Place)
در DAP، فروشنده کالا را در محل مقصد مشخص (آماده تخلیه) تحویل میدهد. مسئولیت ترخیص واردات و پرداخت حقوق ورودی، بر عهده خریدار است.
مسئولیتها
- فروشنده: حمل تا مقصد، تحویل آماده تخلیه
- خریدار: تخلیه، ترخیص واردات، پرداخت حقوق ورودی و مالیات
کاربرد
DAP برای فروش آنلاین B2C مناسب است، زیرا فروشنده تجربه روانتری برای مشتری فراهم میکند. اما توجه داشته باشید که در DAP، پرداخت حقوق ورودی و مالیات بر عهده خریدار است و این میتواند برای مشتری نهایی غافلگیرکننده باشد.
DPU (Delivered at Place Unloaded)
در DPU (که در Incoterms 2010 با نام DAT شناخته میشد)، فروشنده کالا را در مقصد مشخص، پس از تخلیه تحویل میدهد. این تنها قاعدهای است که فروشنده مسئول تخلیه است.
مسئولیتها
- فروشنده: حمل تا مقصد، تخلیه کالا
- خریدار: ترخیص واردات، پرداخت حقوق ورودی و مالیات
کاربرد
DPU برای مواردی مناسب است که فروشنده تجهیزات تخلیه در مقصد دارد و خریدار توانایی تخلیه ندارد.
DDP (Delivered Duty Paid)
در DDP، فروشنده تمام مسئولیتهای حمل، ترخیص واردات و پرداخت حقوق ورودی و مالیات را بر عهده میگیرد و کالا را در مقصد نهایی به خریدار تحویل میدهد.
مسئولیتها
- فروشنده: حمل تا مقصد، ترخیص واردات، پرداخت حقوق ورودی و مالیات، تحویل آماده تخلیه
- خریدار: تخلیه و تحویل نهایی
کاربرد
DDP برای فروش آنلاین B2C بهترین گزینه است، زیرا مشتری نهایی هیچ مسئولیتی در پرداخت هزینههای گمرکی ندارد و تجربه خرید روانتر است.
چالشها
در DDP، فروشنده باید در کشور مقصد، ثبت مالیاتی یا نماینده مالیاتی داشته باشد. همچنین باید در مورد کد تعرفه، نرخ حقوق ورودی و مالیات، اطلاعات دقیق داشته باشد. برای درک عمیقتر این چالشها، مطالعه راهنمای گمرک و ترخیص کالا در فروش بینالمللی توصیه میشود.
انتخاب Incoterms مناسب برای هر معامله
انتخاب Incoterms مناسب، بر پایه چند معیار انجام میشود: مدل کسبوکار، تجربه تیم، سطح خدمات مشتری، نوع محصول و مقررات مقصد.
معیارهای انتخاب
- مدل کسبوکار: B2B یا B2C
- تجربه تیم: سطح تجربه بینالمللی فروشنده
- سطح خدمات مشتری: چقدر میخواهید تجربه مشتری روان باشد
- نوع محصول: فیزیکی، دیجیتال، فله، پرارزش
- مقررات مقصد: الزامات خاص گمرکی و مالیاتی
جدول انتخاب سریع
| سناریو | Incoterms پیشنهادی |
|---|---|
| فروش آنلاین B2C با تجربه مشتری بالا | DDP |
| فروش آنلاین B2C با کنترل کمتر بر مالیات مقصد | DAP |
| فروش B2B با خریداران باتجربه | FCA یا FOB |
| فروش محموله دریایی فله | FOB یا CIF |
| فروش با مسئولیت حداقل برای فروشنده | EXW |
Incoterms در فروش آنلاین بینالمللی
در فروش آنلاین بینالمللی، Incoterms چهره دیگری پیدا میکند. محمولهها کوچکاند، تعدادشان زیاد است و مشتری نهایی معمولاً دانش گمرکی ندارد.
DDP در فروش B2C
در فروش B2C، DDP معمولاً بهترین انتخاب است. مشتری نهایی از همان لحظه خرید، قیمت نهایی را میبیند و در لحظه تحویل با هزینههای اضافی غافلگیر نمیشود. این تجربه، نرخ تحویل موفق را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
DAP در فروش با کنترل محدود
اگر فروشنده توانایی پرداخت مالیات در مقصد را ندارد، DAP گزینه بعدی است. در این حالت، مشتری مسئول پرداخت هزینههای گمرکی است. اما این تجربه، میتواند به نرخ برگشت بالا منجر شود.
تأثیر IOSS و OSS
در اتحادیه اروپا، سامانههای IOSS و OSS امکان پرداخت مالیات را در لحظه فروش فراهم میکنند. این سامانهها، استفاده از DDP را برای فروشندگان خارجی سادهتر کردهاند. برای درک عمیقتر، مطالعه راهنمای مالیات بر ارزش افزوده بینالمللی توصیه میشود.
نقش Carrier و Fulfillment
در بسیاری از موارد، Carrier یا Fulfillment Center نقش واسطه را در انتخاب Incoterms بازی میکند. برای درک عمیقتر این بستر، مطالعه حملونقل بینالمللی برای فروشگاه و انبار خارجی و 3PL توصیه میشود.
اشتباهات رایج در استفاده از Incoterms
در پروژههای بینالمللی، الگویی از اشتباهات تکرارشونده در استفاده از Incoterms وجود دارد که هرکدام میتواند به مشکلات جدی منجر شود.
عدم توافق صریح بر Incoterms
در برخی معاملات، طرفین Incoterms را بهصراحت توافق نمیکنند و به تفسیر عمومی تکیه میکنند. این رویکرد، در لحظه بروز اختلاف، به مشکل جدی تبدیل میشود.
عدم اشاره به نسخه
عدم اشاره به نسخه Incoterms (مثلاً 2010 یا 2020) میتواند به تفسیرهای متفاوت منجر شود. توصیه میشود همیشه نسخه در قرارداد ذکر شود.
انتخاب اشتباه برای نوع حمل
استفاده از FOB یا CIF برای حمل هوایی، یک اشتباه رایج است. این قواعد مخصوص حمل دریایی هستند و در حمل هوایی، باید از FCA، CPT یا CIP استفاده شود.
نادیده گرفتن ترخیص صادرات
در EXW، خریدار مسئول ترخیص صادرات است اما در بسیاری از موارد، این نکته نادیده گرفته میشود و محموله در گمرک مبدأ متوقف میشود.
نادیده گرفتن مالیات مقصد
در DAP، پرداخت مالیات واردات بر عهده خریدار است. نادیده گرفتن این نکته، به برگشت محموله یا نارضایتی مشتری منجر میشود.
عدم شفافیت در بیمه
در CIF و CIP، سطح بیمه حداقلی تعیین شده است. اگر فروشنده بیمه با سطح پایین تهیه کند و کالا آسیب ببیند، اختلاف بر سر پوشش بیمه رخ میدهد.
تحلیل فنی برای تیمهای عملیاتی بینالمللی
در طراحی سیستمهای فروش بینالمللی، انتخاب Incoterms باید بهعنوان یک پارامتر قابلپیکربندی در نظر گرفته شود، نه یک تصمیم ثابت. این پارامتر، بر چند لایه عملیاتی اثر میگذارد.
لایه اول، لایه قیمتگذاری است. Incoterms تعیین میکند که چه هزینههایی در قیمت نهایی گنجانده شده است. سیستم قیمتگذاری باید بتواند بر پایه Incoterms، قیمتهای متفاوت ارائه دهد.
لایه دوم، لایه انطباق است. Incoterms تعیین میکند که کدام طرف مسئول ترخیص و پرداخت مالیات است. سیستم انطباق باید بتواند بر پایه Incoterms، الزامات را تعیین کند.
لایه سوم، لایه حسابداری است. Incoterms تعیین میکند که کدام هزینهها در سمت فروشنده و کدام در سمت خریدار ثبت شود. سیستم حسابداری باید بتواند این تفکیک را اعمال کند.
لایه چهارم، لایه مستندسازی است. Incoterms در فاکتور تجاری، بارنامه و سایر اسناد باید ذکر شود. سیستم تولید اسناد باید این ذکر را بهصورت خودکار انجام دهد.
در لایه Integration، اتصال به سامانههای Carrier، سامانههای گمرکی و سامانههای مالیاتی، باید بر پایه Incoterms انتخابشده، مسیر متفاوتی طی کند. طراحی یک لایه Abstraction برای مدیریت این تفاوتها، توصیه میشود.
در لایه Compliance، انتخاب Incoterms باید بر پایه مقررات محلی و بینالمللی ارزیابی شود. در برخی کشورها، برای برخی کالاها، استفاده از Incoterms خاص الزامی است.
در نهایت، در نظر داشته باشید که انتخاب Incoterms، بر تجربه مشتری اثر مستقیم دارد. برای فروش آنلاین B2C، DDP معمولاً بهترین تجربه مشتری را فراهم میکند. این انتخاب، باید بر پایه تحلیل هزینه-فایده انجام شود و نه بر پایه فرضهای عمومی.
پرسشهای پرتکرار درباره Incoterms
Incoterms چیست و چه کاربردی دارد؟
Incoterms مجموعهای از یازده قاعده استاندارد بینالمللی است که در هر معامله بینالمللی، محل تحویل، انتقال ریسک، تقسیم هزینهها و مسئولیت ترخیص را تعیین میکند. این قواعد توسط اتاق بازرگانی بینالمللی تدوین میشود.
تفاوت اصلی دستههای E، F، C و D چیست؟
دسته E (EXW) حداقل مسئولیت برای فروشنده است؛ دسته F (FCA، FAS، FOB) مسئولیت کم دارد و فروشنده هزینه حمل اصلی را پرداخت نمیکند؛ دسته C (CFR، CIF، CPT، CIP) مسئولیت متوسط دارد و فروشنده هزینه حمل را میپردازد اما ریسک زودتر منتقل میشود؛ دسته D (DAP، DPU، DDP) حداکثر مسئولیت برای فروشنده است و کالا در مقصد تحویل داده میشود.
برای فروش آنلاین B2C، کدام Incoterms بهتر است؟
DDP معمولاً بهترین گزینه برای فروش آنلاین B2C است، زیرا فروشنده تمام مسئولیتهای حمل، ترخیص و پرداخت مالیات را بر عهده میگیرد و مشتری تجربه روانتری دارد. اگر فروشنده توانایی پرداخت مالیات در مقصد را ندارد، DAP گزینه بعدی است.
تفاوت CIF و CIP در چیست؟
CIF مخصوص حمل دریایی است و سطح بیمه آن طبق Institute Cargo Clauses C است. CIP برای هر روش حمل قابل استفاده است و در نسخه ۲۰۲۰، سطح بیمه آن به Institute Cargo Clauses A ارتقا یافت.
چه تفاوتی بین FOB و FCA وجود دارد؟
FOB مخصوص حمل دریایی است و در آن، فروشنده کالا را روی کشتی تحویل میدهد. FCA برای هر روش حمل قابل استفاده است و فروشنده کالا را به حامل تحویل میدهد. در حمل کانتینری و هوایی، FCA معمولاً انتخاب مناسبتری است.
آیا در DDP باید در کشور مقصد ثبت مالیاتی داشته باشم؟
بله. در DDP، فروشنده باید در کشور مقصد، ثبت مالیاتی یا نماینده مالیاتی داشته باشد تا بتواند حقوق ورودی و مالیات را پرداخت کند. بدون این ثبت، استفاده از DDP عملاً ممکن نیست.
Incoterms چه تفاوتی با شرایط پرداخت دارد؟
Incoterms فقط مسئولیت حمل، بیمه، ترخیص و انتقال ریسک را تعیین میکند. شرایط پرداخت (مثل پیشپرداخت، اعتبار اسنادی، پرداخت در مقصد) موضوع جداگانهای است و در قرارداد جداگانه تعیین میشود.
آیا Incoterms برای محصولات دیجیتال هم کاربرد دارد؟
Incoterms برای محصولات فیزیکی طراحی شده است. محصولات دیجیتال که بهصورت فایل ارسال میشوند، مشمول Incoterms نیستند. اما اگر محصول دیجیتال روی رسانه فیزیکی ارسال شود، Incoterms اعمال میشود.
چگونه در قرارداد به Incoterms اشاره کنم؟
در قرارداد، باید بهصراحت به Incoterms، نسخه آن و محل تحویل اشاره شود. مثلاً «CIF Rotterdam Incoterms 2020» یا «DDP Berlin Incoterms 2020». عدم ذکر نسخه یا محل، میتواند به تفسیرهای متفاوت منجر شود.
اطلاعات تکمیلی درباره Incoterms را میتوانید در ویکیپدیا بررسی کنید.
برای تکمیل تصویر عملیاتی، مطالعه قوانین صادرات و واردات برای فروش آنلاین و HS Code و طبقهبندی کالا برای صادرات توصیه میشود. همچنین مدیریت ریسک در فروش بینالمللی میتواند در انتخاب Incoterms بر پایه پروفایل ریسک شما کمک کند.
اگر در یک معامله بینالمللی با اختلافی بر سر تفسیر Incoterms روبهرو شدهاید، بهویژه اگر یک قاعده که در قرارداد ساده بهنظر میرسید در لحظه بروز مشکل به یک پرونده پیچیده تبدیل شد، دوست دارم تجربه شما را در دیدگاهها بخوانم. این نوع تجربهها، معمولاً روشنگر نکات عملی است که در منابع رسمی کمتر دیده میشود.