سال‌ها پیش در پروژه‌ای که به‌خاطر deadline تحویل باید سریع پیش می‌رفتیم یک boilerplate آماده انتخاب کردیم بدون این‌که ساختارش را کامل بررسی کنیم. سه هفته بعد همان ساختار به بزرگ‌ترین مانع پروژه تبدیل شد چون با معماری مورد نیاز ما سازگار نبود و تغییرش هزینه‌ی زیادی داشت. از آن پروژه فهمیدم اشتباهات رایج در استفاده از boilerplate می‌تواند مزیت این ابزار را به ضرر تبدیل کند. در این متن تجربه‌ی خودم و همکاران را از ده اشتباه پرتکرار و راه‌حل هرکدام در میان می‌گذارم.

اشتباه اول: انتخاب boilerplate بدون بررسی ساختار

رایج‌ترین اشتباه در استفاده از boilerplate انتخاب سریع بر اساس محبوبیت یا ظاهر است. boilerplate ای که در گیت‌هاب ستاره‌ی زیادی دارد لزوماً برای پروژه‌ی شما مناسب نیست چون ساختارش با معماری مورد نیاز شما ممکن است سازگار نباشد.

راه پیشگیری: قبل از انتخاب حداقل یک روز وقت بگذارید و ساختار boilerplate را کامل بررسی کنید. سوالات کلیدی: آیا ساختار پوشه‌ها با معماری پروژه‌ی من هماهنگ است؟ آیا امکان حذف بخش‌های اضافه وجود دارد؟ آیا واقعاً به همه‌ی این بخش‌ها نیاز دارم؟ مفهوم کلی boilerplate را در Boilerplate چیست و چه کاربردی در برنامه‌نویسی دارد کامل توضیح داده‌ام.

هر boilerplate برای یک نوع پروژه ساخته شده؛ انتخاب بدون بررسی یعنی خرید لباس بدون امتحان کردن.

اشتباه دوم: استفاده از boilerplate قدیمی

boilerplate هایی که بیش از یک سال به‌روز نشده باشند می‌توانند مشکلات جدی ایجاد کنند. کتابخانه‌های منسوخ نسخه‌های قدیمی ابزارها و تنظیمات امنیتی کهنه بخش‌هایی از این مشکلات هستند. در پروژه‌های واقعی دیده‌ام سایت‌هایی که روی boilerplate قدیمی ساخته شده بودند بعد از مدتی با آسیب‌پذیری‌های شناخته‌شده مواجه شدند.

راه پیشگیری: قبل از انتخاب boilerplate تاریخ آخرین commit یا release را چک کنید. اگر بیش از شش ماه به‌روز نشده باشد به گزینه‌ی بعدی بروید. boilerplate ای که با آخرین نسخه‌ی کتابخانه‌ها و ابزارها سازگار است انتخاب امن‌تری است. برای بررسی امنیت منبع نگاهی به چگونه افزونه و قالب وردپرس مطمئن دانلود کنیم بیندازید.

اشتباه سوم: boilerplate سنگین برای پروژه کوچک

یکی از اشتباهات رایج انتخاب boilerplate ای است که برای پروژه‌های بزرگ ساخته شده برای یک پروژه‌ی کوچک. نتیجه سربار کدهای بلااستفاده پیچیدگی غیرضروری و زمان راه‌اندازی بیشتر است. در تجربه‌ی خودم برای پروژه‌های کوچک boilerplate مینیمال بهترین انتخاب است.

راه پیشگیری: اندازه boilerplate را با اندازه پروژه تطبیق دهید. اگر پروژه‌ی شما کمتر از بیست کامپوننت دارد boilerplate ای با ده‌ها کامپوننت آماده سربار است. boilerplate مینیمال انتخاب کنید و بخش‌های لازم را خودتان اضافه کنید. مسیر این انتخاب در Boilerplate های HTML و CSS و Boilerplate های Vue آمده است.

اشتباه چهارم: نادیده گرفتن سازگاری RTL و فارسی

برای پروژه‌های فارسی نادیده گرفتن RTL یکی از پرهزینه‌ترین اشتباهات است. boilerplate ای که برای پروژه‌های LTR طراحی شده در پروژه‌های فارسی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند: منوها آینه نشده‌اند فرم‌ها راست‌چین نیستند جداول به‌هم می‌ریزند. جبران این مشکلات بعداً می‌تواند هفته‌ها وقت بگیرد.

راه پیشگیری: برای پروژه‌های فارسی boilerplate ای انتخاب کنید که یا خودش RTL دارد یا امکان افزودن آسان آن را می‌دهد. مسیر کامل این تنظیمات را در چگونه قالب وردپرس را برای زبان فارسی آماده کنیم نوشته‌ام.

اشتباه پنجم: عدم بررسی امنیت کد boilerplate

boilerplate از منابع ناشناس می‌تواند کد مخرب داشته باشد. این مشکل بیشتر در boilerplate هایی دیده می‌شود که از منابع نامعتبر یا سایت‌های دانلود رایگان گرفته شده‌اند. حتی boilerplate های محبوب گیت‌هاب باید بررسی شوند چون ممکن است کد اضافه داشته باشند.

راه پیشگیری: boilerplate را فقط از منابع شناخته‌شده و معتبر بگیرید. قبل از استفاده کد را در ابزارهای بررسی امنیتی بگذارید و package.json یا composer.json را برای dependencyهای ناشناس بررسی کنید. مسیر مشابه بررسی امنیت را در راهنمای امنیت وردپرس برای مبتدیان نوشته‌ام.

اشتباه ششم: ساخت boilerplate اختصاصی خیلی زود

ساخت boilerplate اختصاصی تصمیم درستی است اما نه در ابتدای کار. اگر بعد از یک یا دو پروژه boilerplate اختصاصی بسازید الگوهای اشتباه خودتان در آن تثبیت می‌شود و بعداً تغییرشان دشوار است. در تجربه‌ی خودم بهترین زمان برای ساخت boilerplate اختصاصی بعد از سه تا پنج پروژه‌ی موفق است.

راه پیشگیری: در پروژه‌های اول از boilerplate های عمومی معتبر استفاده کنید. الگوهای تکراری را یادداشت کنید و بعد از چند پروژه آن‌ها را در یک boilerplate اختصاصی جمع کنید. مسیر این فرآیند را در چگونه یک پروژه توسعه وردپرس را ساختاربندی کنیم نوشته‌ام.

boilerplate اختصاصی بعد از چند پروژه ارزشمند است نه قبل از آن؛ ساختن آن خیلی زود باعث تثبیت الگوهای اشتباه می‌شود.

اشتباه هفتم: نادیده گرفتن مستندسازی

boilerplate بدون مستندات در تیم‌های چندنفره به مرور فراموش می‌شود و مزیتش از بین می‌رود. اگر روی boilerplate اختصاصی کار می‌کنید و مستندات ندارید اعضای جدید تیم نمی‌توانند از آن استفاده کنند و هر بار از صفر شروع می‌کنند.

راه پیشگیری: برای هر boilerplate یک فایل README یا راهنمای مستند بنویسید. شامل ساختار پوشه‌ها نحوه‌ی نصب و راه‌اندازی بخش‌های قابل حذف و روش شخصی‌سازی. این فایل باید در همان مخزن Git کنار boilerplate باشد. مسیر نگهداری در Git را در گیت در وردپرس نوشته‌ام.

اشتباه هشتم: به‌روزرسانی نکردن boilerplate پایه

boilerplate پایه که پروژه روی آن ساخته شده به مرور به‌روز می‌شود اما اگر شما آن را به پروژه‌های جدید منتقل نکنید هر بار با نسخه‌ی قدیمی کار می‌کنید. در تجربه‌ی خودم تیم‌هایی دیده‌ام که پس از دو سال همچنان از نسخه‌ی قدیمی boilerplate استفاده می‌کنند چون کسی به‌روزرسانی نکرده است.

راه پیشگیری: boilerplate را در مخزن Git نگه دارید و برای هر به‌روزرسانی نسخه‌ی جدید release کنید. تیم باید در جریان تغییرات قرار بگیرد و پروژه‌های جدید با نسخه‌ی جدید شروع شوند. پروژه‌های قدیمی می‌توانند در زمان refactor به‌روز شوند. مسیر مشابه مدیریت نسخه را در برنچ در Git نوشته‌ام.

اشتباه نهم: وابستگی بیش‌ازحد به ساختار boilerplate

boilerplate یک نقطه‌ی شروع است نه یک ساختار اجباری. در تجربه‌ی خودم دیده‌ام تیم‌هایی که آن‌قدر به ساختار boilerplate وابسته می‌شوند که هر تغییری را به‌عنوان نقض قواعد boilerplate تلقی می‌کنند. این وابستگی انعطاف پروژه را از بین می‌برد.

راه پیشگیری: boilerplate را به‌عنوان راهنما ببینید نه قانون. اگر نیازهای پروژه ایجاب می‌کند بخشی از ساختار boilerplate را تغییر دهید. boilerplate خوب آن است که امکان تغییر را بدهد نه این‌که مانع شود. مسیر مشابه این تفکر را در اشتباهات رایج در توسعه قالب و افزونه وردپرس نوشته‌ام.

اشتباه دهم: عدم تطبیق boilerplate با نیازهای خاص

هر پروژه نیازهای خاص خودش را دارد که در هیچ boilerplate عمومی وجود ندارد. اگر این نیازها را در ابتدا شناسایی نکنید ممکن است بعداً به مشکل بربخورید چون boilerplate برای آن‌ها آماده نبوده. مثلاً نیاز به i18n چندزبانه یا سیستم احراز هویت خاص.

راه پیشگیری: قبل از انتخاب boilerplate نیازهای خاص پروژه را فهرست کنید و مطمئن شوید که boilerplate امکان افزودن آن‌ها را می‌دهد. اگر نیازی وجود دارد که boilerplate به‌طور پایه با آن سازگار نیست هزینه‌ی افزودنش را در تخمین زمان بگنجانید. مسیر این تحلیل را در اشتباهات رایج فریلنسرها کدامند برای جنبه‌ی کسب‌وکاری نوشته‌ام.

جدول خلاصه اشتباهات و راه پیشگیری

اشتباهنشانهراه پیشگیری
انتخاب بدون بررسیناسازگاری با معماری پروژهیک روز بررسی ساختار قبل از انتخاب
استفاده از نسخه‌ی قدیمیکتابخانه‌های منسوخبررسی تاریخ آخرین commit
boilerplate سنگین برای پروژه کوچکسربار کد و پیچیدگیتطبیق اندازه boilerplate با پروژه
نادیده گرفتن RTLمشکلات چیدمان فارسیانتخاب boilerplate با RTL آماده
عدم بررسی امنیتکدهای ناشناسمنبع معتبر و بررسی dependencyها
ساخت boilerplate خیلی زودتثبیت الگوهای اشتباهبعد از سه تا پنج پروژه
نبود مستنداتفراموشی در تیمفایل README کامل در مخزن
به‌روزرسانی نکردن پایهنسخه‌ی قدیمی در پروژه‌های جدیدنگهداری نسخه‌بندی‌شده در Git
وابستگی بیش‌ازحدمقاومت به تغییرات لازمدیدن boilerplate به‌عنوان راهنما نه قانون
عدم تطبیق با نیازهای خاصمشکل در نیازهای غیرمعمولفهرست نیازها پیش از انتخاب

این جدول را می‌توانید به‌عنوان یک چک‌لیست سریع استفاده کنید. حتی با رعایت پنج مورد اول شانس شکست پروژه boilerplate به‌شدت کاهش می‌یابد.

پرسش‌های پرتکرار درباره اشتباهات boilerplate

چطور بفهمم boilerplate انتخاب‌شده اشتباه است؟

سه نشانه: اول وقتی برای افزودن یک قابلیت ساده باید ساختار boilerplate را تغییر دهید. دوم وقتی کد بلااستفاده‌ی boilerplate روی عملکرد سایت اثر می‌گذارد. سوم وقتی اعضای تیم از پیچیدگی boilerplate شکایت می‌کنند. هر یک از این نشانه‌ها به تنهایی کافی است برای بررسی جدی انتخاب.

آیا بعد از شروع پروژه می‌توان boilerplate را عوض کرد؟

در مراحل اولیه بله. اما بعد از توسعه‌ی چند هفته‌ای تغییر boilerplate هزینه‌ی بالایی دارد. بهترین کار انتخاب دقیق در ابتدا است. اگر مجبور به تغییر شدید مسیر مشابه مهاجرت قالب را در چگونه قالب وردپرس را بدون آسیب به سایت تغییر دهیم ببینید.

چرا باید از boilerplate قدیمی پرهیز کنم؟

boilerplate قدیمی سه مشکل دارد: اول نسخه‌های قدیمی کتابخانه‌ها که ممکن است آسیب‌پذیری داشته باشند. دوم تنظیمات امنیتی کهنه که با استانداردهای امروز هماهنگ نیستند. سوم سازگاری با ابزارهای جدید که ممکن است برقرار نباشد. مسیر مشابه را در اشتباهات رایج در استفاده از قالب آماده نوشته‌ام.

آیا استفاده از boilerplate باعث یکسان‌شدن همه پروژه‌ها می‌شود؟

خیر اگر boilerplate به‌درستی انتخاب شده باشد. تفاوت اصلی boilerplate در ساختار است نه در ظاهر یا منطق اختصاصی پروژه. اگر boilerplate امکان سفارشی‌سازی زیاد بدهد پروژه‌های شما می‌توانند کاملاً متفاوت باشند. مفهوم مشابه در قالب آماده در مقابل قالب اختصاصی آمده است.

چطور boilerplate را برای پروژه‌های مختلف تطبیق دهم؟

با ساختار ماژولار. boilerplate خوب بخش‌های اضافه را در پوشه‌های مجزا نگه می‌دارد که می‌توانید حذف کنید. برای هر نوع پروژه یک preset آماده کنید: preset فروشگاهی preset شرکتی و preset شخصی. این پیش‌تنظیمات انتخاب بخش‌های لازم را ساده می‌کند.

چند boilerplate باید برای یک تیم داشته باشیم؟

تجربه‌ی من: بین دو تا چهار boilerplate. یکی برای پروژه‌های فرانت‌اند عمومی یکی برای پروژه‌های SSR یا SSG یکی برای پروژه‌های وردپرسی و یکی برای پروژه‌های تخصصی. بیشتر از این تعداد نگهداری را دشوار می‌کند.

آیا boilerplate جایگزین مستندات پروژه است؟

خیر. boilerplate فقط شروع را سریع‌تر می‌کند. مستندات پروژه‌ی نهایی جداگانه باید نوشته شود چون شامل تصمیمات منطق کسب‌وکار و ساختارهای اختصاصی است. در واقع Code reuse از طریق boilerplate فقط در سطح ساختار است نه در سطح منطق کسب‌وکار.

چطور boilerplate را با تغییرات استانداردها هم‌راستا نگه دارم؟

یک فرآیند بازبینی فصلی بگذارید. هر سه ماه boilerplate را باز کنید و بررسی کنید: آیا نسخه‌های کتابخانه‌ها به‌روزند؟ آیا الگوهای جدیدی وجود دارند که بهتر است اضافه شوند؟ آیا بخش‌هایی منسوخ شده‌اند؟ این بازبینی منظم باعث می‌شود boilerplate به یک دارایی زنده تبدیل شود نه یک فایل قدیمی.

قاعده‌ی شخصی من برای جلوگیری از این اشتباهات

سال‌ها پیش یک چک‌لیست شخصی ساختم که پیش از هر پروژه‌ی boilerplate روی آن مرور می‌کنم. پنج سؤال کلیدی: آیا ساختار boilerplate را کامل بررسی کرده‌ام؟ آیا در شش ماه گذشته به‌روزرسانی شده؟ آیا با اندازه پروژه‌ی من متناسب است؟ آیا RTL و امنیت را در آن چک کرده‌ام؟ آیا نیازهای خاص پروژه را پیش از انتخاب فهرست کرده‌ام؟ اگر پاسخ همه بله بود پروژه را شروع می‌کنم. این پنج سؤال ساده بیشتر اشتباهات فهرست بالا را در همان مرحله‌ی انتخاب حذف می‌کند.

boilerplate یک ابزار پرقدرت است اما فقط وقتی که با بررسی انتخاب شود. در غیر این صورت تبدیل به بدهی فنی می‌شود که در بلندمدت زمان و هزینه‌ی بیشتری از صرفه‌جویی اولیه طلب می‌کند. اگر تجربه‌ای از یک اشتباه boilerplate دارید که در این فهرست نیست در دیدگاه‌ها بنویسید تا فهرست کامل‌تر شود. اگر در انتخاب یا ساخت boilerplate ای گیر کرده‌اید نوع پروژه‌تان را بنویسید تا با جزئیات بیشتری کمک کنم. 🛠️